Full transcript
0:02[موسیقی]
0:09[موسیقی]
0:22[موسیقی]
0:25ا
0:31[موسیقی]
0:34ا
0:46[موسیقی]
1:03[تشویق]
1:05[موسیقی]
1:20س
1:28[موسیقی]
1:43جناب خ
1:55[موسیقی]
2:01[موسیقی]
2:42خخ
2:45میس بفرمایید
3:00[موسیقی]
3:12این صفحه اریجینال همین امروز صبح به دستم
3:15رسیده مستقیماً از طرف یک بنگاه صفح پرکنی
3:20بسیار معتبر در
3:22برلین افتخار میدین بانوی محبوب من خودتو
3:27لوست نکن خجالت بکش خرص گنده خیلی خب خیلی
3:32خب پس میرم سراغ مادرزن عزیزم که هرگز روی
3:37دامادش زمین ننداخته این یه موردو دیگه
3:40کوتاه بیا احتشام نقلی نیست نقلی نیست ولی
3:44حتم دارم کسی که بزم امشب به افتخار
3:47موفقیت اون منعقد شده به شوهر خواهرش نه
3:51نمیگه ولی من رقص بلد نیستم جناب احتشام
3:55رقص نه پسر جان حرکات موزونی که چرخش و
4:00گردش اهم امور عالم خاکی بر پای اون قرار
4:05گرفته ما
4:08خرشید دریا و شب و روز چی شده شوهرت
4:12فیلسوف مشرب شده سعیده عین مرغ دونه وچین
4:16میمونه به هر چیز یه نک میزنه خبر مهمی
4:19دارم که جذبا شما جوان نازنینو به شهف
4:22میاره چه خبری جناب
4:24احتشام رئیس جمهور فرانسه هفته گذشته هیئت
4:28فوقالعادهی را به ریاست ژنرال
4:31وگان به ایران فرستاد تا ضمن شرکت در جشن
4:35عروسی ولیعهد و فوزیه رسماً از اعلیحضرت
4:40عذرخواهی کنم عذرخواهی برای چی به دلیل
4:45سوء تفاهمی که سال گذشته به جهت شیطنت یکی
4:49دو روزنامه فرانسوی حادث شده فکاهیات علیه
4:52شخص الی حضرت نشر کرده بودن که موجب قطع
4:55روابط سیاسی شد عجب خب ا تتش به من چیه
5:00آبجی خانم برقراری مجدد روابط یعنی اینکه
5:03اعزام محسین به فرانسه برخلاف روال یکی دو
5:06سال گذشته دیگه هیچ مانعی نداره این خیلی
5:10خبر خوبیه از شنیدنش خوشحالم عقلش اینه که
5:14برادرت میتونه جهت ادامه تحصیل به همون
5:18سرزمینی بره که زبون مردمش از پدرت آموخته
5:22البته اگر به بنده بود ترجیح میدادم شما
5:26به سرزمین ژرمنها برید حالا چرا اونجا
5:30اینکه دیگه با عنایت به اوضاع حالی اهرم
5:33شمس آقای
5:34جوان اولا که اونا در این ایام میرن تا به
5:38قدرت اول جهان تبدیل بشن و داد همه ملل
5:43جفا دیده رو از استعمار پیر بریتانیا
5:47بگیرن دوما با اقلیت یهودی ثروتمندی که
5:51اقتصاد دنیا رو به فساد کشونده راه قهر و
5:54معارضه پیش گرفتن دان کی شو و سی اینکه
5:59ملت آلمان هم در زمره آریانژاد هایی هستند
6:02که نسبت به وطن آریایی ما نظری محبان و
6:07دوستانه
6:08[موسیقی]
6:11دارن ولی وطن آریایی ما جنگ طلب نیست
6:16شازده خصوصاً رعیت بینوا که از صبح تا
6:19پسین دنبال لقم نان حلاله ولا
6:23غیر سلام عرض میکنم جناب دکتر سلام پدر
6:28جان علیک سلام خوش
6:44[موسیقی]
6:53آمدید بنویس در ناحیه شان چار ضرف چ راحت
7:00باش
7:10دا خبر تازهای راجع به این حادثه نرسیده
7:13بلافاصله پس از این واقعه فردی از طرف
7:17انجمن مسوم به انجمن صهیونی به شهربانی
7:20اومده و خواستار پیگیری جدی در
7:23فقره شناسایی عاملین این جنایت شده گویا
7:28دستخط سفارشی یکی از مقامات وزارت امور
7:31خارجه هم داشته مشران لی ادعا کرده قتل
7:35خاخا مسها قطعاً با گروههای ضد یهود و
7:38طرفدار آلمان یه ربط و نسبتی داره قران
7:41بله ظاهرا که
7:44همینطور
7:46اما بهتره فعلاً موضوع از نظر ارباب جراید
7:49مسکوت بمونه چون در غیر این صورت این
7:52امکان هست که همین صبح فردا سر کله
7:55نمایندهای هم از طرف دست جات طرفدار
7:57آلمان پیدا بشه اونم زمیم
8:01دستخط سفارشی از یکی دیگه از مقامات
8:03حکومتی و با اقامه اعاده حیثیت و رفع تهمت
8:07که ممکنه ما یک چیزی هم بدهکار بشیم اوضاع
8:11سیاسی مملکت هم که گرگم میشه یه عده از
8:14رجال که طبق روال ماضیه با انگلیس لاس
8:17میزنن و یه جناه جدید الولاده هم اخیراً
8:19با آرمانا بنابراین پیگیری این پرونده
8:22باید با احتیاط کامل انجام بگیره ر هرطور
8:25شما سلام بدونید قربان
8:29[موسیقی]
8:32اون دکتر پارسایی که شما میشناختید مرد
8:35آقا مراسم تقصیر و تدفینش م خودم با دست
8:39خودم انجام
8:41دادم حالا باقی مونده همین پیرمرد عجوز و
8:44لایجوز که
8:46میدونید یه پزشک ساده که حد بالا برای چند
8:50مریض بدحال در روز نسخ دارو میپیچه ولا
8:53غیر جسارتا کمینه در همان مدت ایام کوتاهی
8:57که در کنسولگری شامات شاگردی شما رو
9:00میکردم با عتف به حسن سیاست و کیاست شما
9:04آیهای رو میدیدم که شما بر مصدر وزارت
9:07خارجه جلوس کنید حالی هم چه معلوم آقا
9:10شاید آقایان از باب همین معنی طالب دیدار
9:13جنابعالی باشن حالا چ شده که رجل وجیه
9:16المله یاد این پیرمرد لاجون
9:19افتادن نکنه حکم شاه بند بازه و مرگ
9:23مفاجات علی حضرت مدتیه پیش قدم روابط حسنه
9:28با دولت آلمان شدن پاپه این معنا در سیاست
9:31خارجی دولت هم تغییراتی حاصل شده من جمله
9:35در فقره اختلاف بین یهود و
9:38عرب سیاست دفاع از حقوق امت فلسطین و
9:43مخالفت با تشکیل دولت یهود مورد اهتمام
9:46قرار گرفته و این درست همون چیزیه که در
9:48سالهای گذشته جنابعالی خواهانش بودید
9:51حمایت از عرب فلسطینی معنیش این نیستش که
9:55دست اتحاد طرف قدرتی دراز کنیم که سیاست
9:59یهود آزاری پیشه کرد البته خبر دارم که
10:02جنابعالی از فعالان سینه چاک نزدیکی به
10:05آلمانها در وزارت امور خارجه هستید از
10:09سفره بریز به پاش رضاخانی همین که داماد
10:12این خانه لقمه چربی نصیب برده برای بدنام
10:16صاحب این خانه کاویز پس لطفاً دور من یکی
10:19رو قلم بگیرید
10:21[موسیقی]
10:22[تشویق]
10:26[موسیقی]
10:27آقا بفرمایید سرد
10:30[تشویق]
10:35میشه بخ
10:37[موسیقی]
10:39[تشویق]
10:42[موسیقی]
10:46[تشویق]
10:59e
11:06[موسیقی]
11:13[تشویق]
11:19[موسیقی]
11:48سلام
11:50سلام پسرم حبیب آقای موش منوی خیلی خوشبخت
11:55بسی خوشبختم بفرمایید خواهش میکنم
12:00با آقای موش منوهین زمانی که در کنسولگری
12:03بیتالمقدس بودم آشنا شدم اون موقع تو حدود
12:07۱۰ ساله ایشون به عنوان یک ایرانی باصفا
12:11گاه گاه جهت دیدار برخی از همکیشان خودش
12:14به فلسطین مید در همون سفر اول تذکر به
12:17سرقت رفت اگه کنسولگری ایران و در واقع
12:21پدر شما به دادم نمیرسید حکماً انگلیسیا
12:24به جرم ورود غیرقانونی بازداشتم میکرد
12:29شرمندم نکنید من توی اون سالها وظیفهای
12:33رو انجام دادم که در قبال هر ایرانی دور
12:35از وطن بر زم من بود خب حالا قضیه چیه چرا
12:40جهت گپ و گفت نیومدی منزل یا
12:44مطب مطلب نامتعارفی پیش آمد کرده برای
12:50همین خواستم ببینمت خب خب من فکر میکردم
12:55که شما تنها میاید ف واقع همین م هست آقا
13:00حبیب دیگه باید بره پی گرفتاری خودش
13:03گرفتاری ببخشید چه جور گرفتاری من امتحان
13:08اعزام به خارج قبول شده باید بره عکاس
13:11خونه بابت انداختن چند تا عکس برای
13:14مدارکش بله صمیمانه بهتون تبریک میگم خیلی
13:18مچکرم خیلی خوشحال شدم با اجازه آقا خ
13:22بفرماید خواهش میکن خدانگهدار
13:29خدافظ به
13:39سلامت
13:45متأسف بیچاره خوا خم
13:48اساق اون بنده خدا که آزارش به موچه هم
13:54نمیرسید فکر میکنی کار کی ممکنه باشه خب
13:58مادر موقعیت
14:01حالیه مخالف بدخواه کم نداریم از یک طرف
14:05گروههای ضد یهود از قبیل کانون ایران
14:09باستان که به طرفداری از آلمانها مشهور
14:11است و از طرف دیگه یهودیا متعصبی که با
14:15استناد به یک قرائت قشری از آیین یهود سعی
14:19میکنن کلیمی ساکن ایران و تشویق به ترک
14:24اینجا و عزیمت به فلسطین کنن در فقره
14:27کانون ایران باستان بعید میدونم بی اذن
14:30حکومت جرت آب خوردن داشته باشه حکومت م
14:33علی رغم تمایل فعلی به آلمانها بنا به
14:37اوضاع حساس بینالملل عل العجال موضع
14:41احتیاط اتخاذ کرد و لذا احتمال سو قصد
14:46واقع شده از جانب عوامل
14:52ژرمانیوم از صافی ذهن منم
14:55گذشته به همین خاطر زنم برده نکنه آب از
15:00سرچشمه گلال
15:02وده واضحتر صحبت
15:04[موسیقی]
15:07کنید خاخام اسحاق با مواضع یهودیا افراطی
15:12مخالف
15:13بود حتی یکی دو نوبت مخالفتش صراحتاً
15:17اعلام کرده بود حالا چند روزی این معنا به
15:20ذهنم متبادر شده که نکنه کار اونا باشه
15:25البته این فقط یه حدثه
15:27[موسیقی]
15:38نمیشه زودتر آماده کنید موسیو خم رنگرزی
15:42که نیست پسر جان سه چار روزی طول میکشه
15:45باشه چهارشنبه ساعت پ و نیم دست شما
15:51درگ خداحافظ نفر بادی این بابام کارش
15:55گرفته سرش شلوغ شده اخشم خیلی تو صبر کن
16:00کارمون تموم شه
16:19میخوا چیکار میکنه روز بخیر عزیزم روز
16:25بخیر فکر میکنم شما رو یه جایی
16:27دیدم ببخشید اما من شما رو به جا
16:31نمیارم شما در امتحان اعزام محصلین به
16:33خارج شرکت نکرده
16:35بودین چرا ولی شما از کجا میدونید از
16:38اونجا که منم یکی دو صندلی اون طرفتر از
16:40شما نشسته بودم حتی اواسط امتحان مداد پاک
16:42کنتون ته کشیده بود که من یکی بهتون قرض
16:46دادم و البته منم اونو بهتون پس ندادم
16:49حالا مدات پاک کن خیلی مهم نیست مهم اینه
16:52که بدونم آیا شمام در امتحان قبول شدین یا
16:54نه بهتون تبریک میگم پس شما تو اون امتحان
16:58قبول شدین درسته منم به شما تبریک میگم پس
17:01به میمنت قبولی هردومون اون مداد پاکن و
17:03یادگاری نگه میدارم اصلاً قابل شما رو
17:05نداره اینجا اومدین برای تفریح یا فتو
17:08ساکت باشید حواسم جمع باشه عکس مردم خراب
17:13نشه موسیی گوشت
17:16تلخیه اما تو کار خودش لنگه نک شنبه ساعت
17:19۹ و نیم صبح خدمت ش شکرم موسیو
17:23خدانگهدار نفر بادی شما بفرمایید خیر نوبت
17:28شماست بفرما پس اگه اشکالی نداره این
17:30کتابا پیش شما
17:37باشه پدر که ن مامان
17:42منی بلاقه نخیر پسر زن اینطور که نمیشه
17:46نصف حالا نصف وقت تحویل ش تا پرسنلی یک
17:50عدد هم بزرگ ه قران حالا ه قران وقت ت من
17:54که نمیخوام حق زمه شما رو بخورم عکسا رو
17:56که ظاهر کردین جمع مبلغ یک جا تق میکنم
17:59ببین پسر جان بابت هزینه این عکسی که
18:02میخوام از تو بندازم منم یه مبلغی رو
18:05پرداخت کردم خب حالا اومدیم پی انداختن
18:08این عکس شما نیومدی دنبال عکس دیدی دیدی
18:12از اون وقت تکلیف ضرر و زیان من چی میشه
18:15اختیار داریم موسیو من برای چی باید یه
18:17همچین کاری بکنم نوبت اولم که نیست پسر جن
18:20مرگی زیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه
18:24بیان نداری برو جای دیگه
18:29ببخشید موسی آوان سین باله تو چی میگی
18:32ایشون از دوستان من هستن مشکلی نیست بیانه
18:35ایشونو من تقبل میکنم چقدر باید تقدیم
18:37کنم پیش یه ارمنی میخوای نقش مسیح بازی
18:41کنی اما به من چی مربوطه برو بشین عکستو
18:46بندازم
18:49برو این یک نوبرم به یعن
18:54نمیگیرم بهت گفته بودم که این موسی لنگه
18:57نداره البته حق با اون بود گویا به این
19:00قسم خیلیا سرش کلاه گذاشتن آدم روزی گنجش
19:03حق داره محتاج باشه فراموش کن دیگه مهم
19:05نیست راستی پی اام به خارج قصد داری مواب
19:08قصد داری در چه رشتهی تحصیل کنی هنوز
19:11تصمیم قطعی نگرفتم ولی به احتمال زیاد تو
19:13یکی از رشته های فنی خوبه و شما اگه خدا
19:17یاری کنه در رشته فلسفه و تاریخ اان فلسفه
19:21هم خوندن
19:22داره چور مگه به قول برادر بزرگترم در این
19:27دنیا د نهله فلسفی بی بیشتر وجود نداره
19:29یکی فلسفه طبقه ثروتمند و زورگو و دیگری
19:33فلسفه مردم ضعیف و زحمتکش جامعه اما من
19:37فکر میکنم جهان فلسفه چه در نسبت با امور
19:40متافیزیک و چه در نسبت با مسائل مادی و
19:42زمینی از دامنه وسیعی ب اینی اصلا اصلا
19:46چرا یکی از روزهای همین هفته قدم رنجه
19:49نمیکنید منزل ما تا ضمن اینکه با خانوادم
19:51از نزدیک آشنا بشین بتونیم گپ و گفت
19:53بیشتری با هم داشته باشیم خوشحال میشم
19:56[موسیقی]
20:02[موسیقی]
20:15اینا چیه پرونده محصلین قبول شده در
20:17امتحان اعزام به خارج از کشور قربان گویا
20:20مشغله اداره سیاسی این روزها زیاده به
20:23همین خاطرم این پروندهها رو ارجاع دادن
20:25اینجا تا پی بررسی کارشناسی اعلام نظر
20:29نهایی بشه چی شده یعنی این آقایون همیشه
20:33نگران میون محسین این کشورم دنبال دزد و
20:38جانی و مجرم سیاسی میگردن البته خودشون
20:41مدعی هستن موضوع بیشتر جنبه تشریفاتی داره
20:44چون سوای دو سه فقره الباقی موثرین در
20:47زمره خانوادههای مرتبط با دستگاه هستن در
20:50واقع د تا پرونده است که محل اشکال قربان
20:53یکی متعلق به جوانی به نام تقی نواده است
20:56که گویا برادر ارشدش به جرم ارتباط با یک
20:59گروه کمونیست که موسوم به گروه ۵۳ نفر
21:01باشه در حبس و دومی و دومی و دومی متعلق
21:06به جوانی به نام حبیب پارسا فرزند پزشکی
21:10به نام علی پارسا است
21:12قربان در یک هفته دو بار سر زدن به بیت
21:16پدری اونم از جانب دختری که ماه به ماه
21:19خبری از خونوادش نمیگیره جای صد اما و
21:23پرسش
21:24داره خونه نشینی هم دلخوشی میخواد مادر
21:28جون که نقداً دختر شما از اون محرومه
21:30آینده و روند متصل تو و شوهرت به
21:34ضیافتهای رنگ به رنگ که دیگه مجالی برای
21:38ملال و دلتنگی باقی نمیذاره ای کاش مطلب
21:41به همین قسمی بود که
21:43گفتین اما راستشو
21:46بخواین گاه از این وصلت احساس پشیمونی
21:49میکنم حکماً یادت نرفته خودت بریدی و
21:52دوختی کل و اجمعین خانوادم با اقتدا به
21:56آزاد منیشی پدرت چشم به دهان تو اشتباه
22:00کردین نباید دختر خر خام و کم تجربه این
22:04خونه رو به حال خودش رها
22:06میکردین نوبه وصال حرفای دیگهی میزدی
22:10ادب تحصیلات عالیه اصالت اشرافی مقعیت
22:16ممتاز
22:19شغلی الحالم نقل این حرفا گذشته اگه نقار
22:24پیش آمد کرده شاید با پادر میانی پدرت برت
22:28طرف بشه حالا نه مادر مطلب موکول بشه به
22:32وقت دیگه به ثواب نزدیکتره طبق گزارشات
22:35مندرج در این پرونده پدر مصل مزبور مدتی
22:38رو به عنوان کارمند عالی رتبه وزارت امور
22:41خارجه در مقام کنسول ایران در مصر و شامات
22:44مشغول به کار بوده نامرده در اواخر سال
22:47۱۳۱ در پی شرکت و همکاری در برپایی
22:50کنفرانس اسلامی در بیتالمقدس که به ابتکار
22:53حاج امین الحسینی مفتی مسلمانان فلسطین
22:56جهت محکومیت جنبش سح یونیس و سیاستهای
22:59انگلستان در فلسطین برگزار شده بود به
23:02دلیل عدم کسب اجازه از دولت ایران برای
23:05شرکت در این کنفرانس مورد توبیخ قرار
23:07گرفته و مقام او از کنسولی مصر و شامات به
23:11ژنرالی کنسول فلسطین تنزل یافت
23:14راستی چرا همراه من به انجمن تازه تأسیس
23:17نصفان ایران که محل آمده شد زنان متشخص
23:21پایتخته نمیاین جلسات این جمعیت شاید برای
23:24شما هم جذبه داشته باشه حیف نیست بیشتر
23:27وقتتونو در بیمارستان بین مریضای آبلی و
23:31کچلک گرفته و سفلیس بگذرونی زیاد تون نرو
23:35دختر حتی اون وقت که پدر در حیفا به
23:39خواستگاری من اومد هیچ شرطی نداشتم الا به
23:43اینکه با ادامه کار من مخالفت نکنه من به
23:46همون اندازه از اشتغال به حرفه پرستاری
23:49لذت میبرم که تو از رفتن به اون انجمن
23:53نصفان و ضیافتهای شبانه راست گفتن زن و
23:57شوهر پی چند صباح همنفسی به حد غلیظی شبیه
24:01هم میشن شما هم علی الاتصال زهر کلام پدرو
24:06زیر دندون
24:09داریم چون هیچ احدی رو در دنیا به اندازه
24:12اون دوست ندارم لازم نیست این مطلبو که
24:16چند بار دیگه هم به رخ من و برادر بد
24:18اقبالم کشیدین متناوباً تکرار کنین برادر
24:22بداقبال تو اون که این روزها به واسطه
24:26توفیق در امتحان اعزام به خارج خیلی هم
24:29کیفوره چند سال بعد در پی وزارت یافتن
24:33نخست وزیر فعلی محمود جم و به دلیل توصیه
24:36وزیر خارجه وقت عنایتالله سمیعی به دفتر
24:40مخصوص شاهنشاهی مبنی بر در پیش گرفتن
24:43سیاست حمایت از تشکیل دولت یهود در سرزمین
24:46فلسطین به نشانه اعتراض از مقام خویش
24:49کنارهگیری کرده و اکنون مدتیست به امر
24:51طبابت مشغول است
25:00چیزی شده
25:05سعیده تو حکماً امروز برای گفتن مطلب مهمی
25:11به اینجا
25:12اومدی پس چرا حرفتو درس
25:16میگیری بعضی رفقای احتشام در نظمیه خطا
25:21خبر آوردن که گویا اداره سیاسی به جهت
25:24سوابق پدر قصد ما مانت از اعزام به خارج
25:28حبیب و
25:30[تشویق]
25:31داره همچنین مشار الیه در زمان خدمت در
25:34سرکنسولگری ایران در فلسطین همسری فلسطینی
25:38اختیار کرده که این زن نیست بض کنید باشه
25:41برا بعد هر دو پرونده رو بزار در کشایی
25:44میزند ت خودم شخصاً بهشون رسیدگی کنم
25:46البته باید جسارتاً عرض کنم جناب سرگرد که
25:49رسیدگی چندانی لازم نیست چرا چون طبق روال
25:52جدید اداره سیاسی پروندهها صرفاً جهت
25:54خالی نبودن عریضه به بخش ما ارجا شده
25:57قربان
25:59البته البته حضرات شفاهاً خواستن که در
26:02مورد این پرونده طبق صلاحدید اونا اعلام
26:05وضعیت بشه و اما در مورد این پرونده هم با
26:07علامت ضربدری که روی اونها خورده قطعاً
26:10نظر اداره سیاسی دال بر مخالفت با اعزام
26:14این دو نفر محصل به خارج از کشور
26:17قربان بسیار خب کسی سراغمو گرفت بگین بد
26:21از رف بر
26:24میگردم در گفتگو سوابق پدر
26:29مگه پدرت پی استعفا جز خانه نشینی و آمد و
26:34شد به
26:35مطبش در این سالها چه
26:38کرده نگران نباشین شاید مفری برای بیرون
26:42اومدن از این مشکل باشه چی میخوای بگی
26:45احتشام به من قول داده جهت رفع این مشکل
26:49نزد مقامات مسئول به قسمی پادر میونی کنه
26:52خب به شرط اینکه پدر هم به شرط اینکه پدرت
26:56چی ایزن مشغول نوکری دستگاه بشه ها
27:01خیر نه من از اون چنین چیزی خواهم خواست
27:04نه اون به چنین چیزی تن
27:08میده پس سرنوشت برادرم چی میشه برادر تو
27:12هم مثل همه بندگان رب العالمین غذایی داره
27:16و قدره قدر او هرچند نامعلوم اما غذای او
27:21در لوح محفوظ سبحانی ثبت و مقرر شده حالا
27:27متوکل
27:30پناه میبرم به همون قضی
27:33الهی اون پرونده به قسمت من ارجا شده و
27:36حالا با احتمالاتی که قائلین لازمه در
27:38خصوص فعالان آژانس یهود م که مدعی قتل
27:41خاخام اساق و دست عناصر ضد یهود هستن سر
27:44گوش یا بدی شاید در این فقره آقای موش
27:47منوهین که پی قتل خاخام اسحاق ریاست انجمن
27:50همکیشان یهود عجالتا به اون سپرده شده
27:54بتونه توضیحات مفیدی در اختیارت بذاره
27:57حتما سریع بهش می م ضمناً برای طرح این
27:59موضوع کافی بود پیغام بفرستین تا شخصاً
28:01خدمت
28:02برسه خوشحالم که هنوزم فروتنی سابق خودتو
28:06از دست ندادی البته امیدوارم در برخورد با
28:09مردم ستم دید و بیپناه هم به همین رویه
28:13باشی اگر توصیه چهار قبضه شما در زمان
28:15اشتغال تون به کار دیوانی نبود الانه من
28:18کارهای
28:19نبودم تو هرچی داری صدقه لیاقت و پشتکار
28:23خودت داری با این حال نمیدونم چه لمی تو
28:26کارته که ۳۵و رد کردی ولی همچنان از وقی
28:29گذشته هر کسی مثل سایه همواره
28:32دنبالشه و ای بسا حامل خاطراتی که گاه از
28:35فرت تلخی از بدترین کابوسهایی که در وقت
28:38خواب بر ما عرض میشه عذاب دهنده ترن و
28:41اغلب اوقات همین قسم خاطرات برای ما تعیین
28:44تکلیف میکنن چه در زندگی و چه در زمانی که
28:48میخوایم شغلی رو انتخاب بکنیم نمیخوام
28:50درباره محتوای این خاطرات از تو زیر پا
28:53کشی کنم اما مراقب باش تا اون حد خودشونو
28:57بهت تحمیل نک کنن که امروزت هم رنگ خاطرات
29:00دیروزت با خودش بگیره باشه سعیمو
29:04[موسیقی]
29:06میکنم
29:08ضمناً راجع به پسرتون حبیب مطلبی هست که
29:11با اجازه باید همین حالا شما را از اون
29:14موضوع مطلع
29:15بکنم چه
29:17مطلبی برادران خوا خم اسحاق باروخ
29:23میان یهودی ربانی و مؤمنی که
29:28سالیان بسیاری را در راه پاسداری از شریعت
29:35موسایی و تفسیر عمیق
29:39آیات و مفاهیم
29:42توراتی سپری کرده
29:46بود دیگر در میان ما
29:50نیست البته اولیای
29:53امور در فقره شناسایی عاملین این این
29:58اقدام نفرت انگیز قول مساعد
30:03دادن و ما نیز باید در فرایض شبانه روزی
30:08خویش از خداوند تورات یهوه
30:13بزرگ در این خصوص طلب استعانت و یاری کنیم
30:19مایل باشید میتونید به جمع برادران کلیمی
30:22ما محق در
30:25تلاشی می بله میخواید جناب مشم نهین رو هم
30:30از ورود شما مطلع
30:32کنم فعلاً لازم نیست شاهد سوئ قص کفایت
30:36سرزمینی که حالیه در آن زندگی میکنیم مکان
30:40امنی برای
30:42ما اصطلاح عرض موعود تا آنجا که به شریعت
30:48موسی مربوط میشه ببخشید دارای یک مفهوم
30:52استعارهای و
30:54رمزیست و افاده بر قرار و آرامش و
30:58روحانیت دارد که بایستی بر رویه و روحیه
31:04دنیا پرستانه همه اقوام من جمله قوم یهود
31:10غلبه کرده و آونها رو سرشار از معنویت و
31:15خلوص دینی از شر گوسالههای سامری هر عصر
31:22و دورهای بر حضر دارد در احصاری فردای سو
31:28قصد ادعای دیگهای کردین که با حرف و کلام
31:30الانتون مقایرت داره جناب آقای داوود یود
31:34این پناه بر صاحب تورات لعنت بر مدعی
31:39کذاب چه ادعایی سرکار بازپرس اینکه چهره
31:43قاتل و آشکارا دیدی و حتی از فاصله سد
31:46قدمی قادر به تشخیصش هستی اما حال یه حرف
31:49دیگهای میزنی کوچه تاریک بوده و نتونستی
31:52چهره زارب اونطور که باید ببینی کدوم
31:55شهادت شما رو باید باور کنم آقای یود این
32:03بسیار خب شاید بهتر باشه ادامه این پرس و
32:06جوابو مقول کنیم به احضار مجدد شما به
32:08شهربانی
32:10بریم میبخشید
32:17آقایون من من دنبال دردسر نیستم جناب
32:21سربازرس
32:22اما با تناقض گویی خودتو تو دردسر
32:26میندازی من چند عائله
32:29دارم ی یه شاگرد بزاز بیشتر
32:32نیستم
32:34اگه اگه اتفاقی برام
32:39بیفته چه اتفاقی توضیح
32:45بده اونا منو تهدید
32:48کردن اونا
32:51کین
32:53نمیشناسمش نامه تهدید تو خونم
32:56انداختن م مبنی بر اینکه هرگونه همکاری با
33:03پلیس ممکنه به قیمت جونم تموم
33:06بشه
33:08اون نامه رو داری اونقدر اونقدر ترسیدم که
33:14حتی اون مطلبو ب به جناب منین هم
33:20نگفتم نامه رو هم سوزوندم
33:31گوش کن ببین چی
33:33میگم مطمئن باش ارسال کنندههای اون نامه
33:37دیر یا زود سراغت میان چون به حساب فردای
33:40موادم که شده ترجیح میدن هیچ
33:42اثری از خودشون باقی نگذر منظورمو که
33:47میفهمی
33:52ها دیگه خود دانی
34:01[موسیقی]
34:21راستی یادم رفت بهتون بگم امروز پی رفتن
34:24به عکاسخانه با یکی از داوطلبانی که در
34:27امتحان زم دیده بودم مواجه
34:29شدم
34:32جب نکته جالب این بود که متوجه شدم
34:35خوشبختانه اونم قبول شده مبارکش باشه
34:38انشاالله در راه مراجعت به خونه کمی با هم
34:40اختلاط کردیم جذبهای در رفتارش بود که با
34:44اجازه شما دعوت گرفتم برای عصرانهای به
34:46منزل ما
34:47بیاد کار خوبی کردی پسر
34:50جان شاید حق با اون ظریفی باشه که میگفت
34:54یه دشمن زیاد وصد دوست کم
34:58چرا پس کشیدی پارسا اشتهایی به خوردن
35:01ندارم شب بخیر شب بخیر شب
35:12بخیر خلق آقاجون امشب به روال معمول نبود
35:16اتفاقی افتاده حتماً خسته اس کار ت بابت
35:20گاه اعصاب پولادین طلب میکنه شام تو که
35:23خوردی خبرم کن خبر بیخبر شما برید استراحت
35:27کنید
35:28میزو خودم جمع میکنم ظرفم خودم میشورم چی
35:31شده عذب کردی تمرین کدبانویی کنی عذب کردم
35:34تمرین زندگی دانشجویی کنم من قبل سفر پخت
35:38و پز چند قسم غذام باید یادم بدی تا در
35:40وقت اقامت در فرنگ از گرسنگی تلف نشم
35:45[موسیقی]
35:59[موسیقی]
36:23تو این دعای نیمه شب که با عطر شکوفای یا
36:27سیخ
36:28شده واسه روح خسته و دل شکسته من دعا کن
36:34آسی شب بیداری و مانست من باست شده مسبوق
36:40به سابق
36:42است تو چرا تو این بی وقتی شب
36:46نخوابیدی سکوت این بی وقتی شب آدمو
36:50بیواسطه رودرروی گذشته خودش قرار
36:54میده تا بهتر معلوم بشه چرا باید تا
36:57افعالی رو پس بده که تی آینده فرزندشو به
37:02مخاطره میندازه پس تو هم خبردار شدی گمونم
37:07حق با سرباز دست
37:11فتای گذشته مثل سایهای همیشه پاپ
37:15یادمه اون موقع جاه طلب بودم و خوش خیال
37:19این معنا که با ورود به دستگاه رضاخانی
37:23اوضاع امور تدریجاً به قسمی بچرخه که
37:28در مفسره سلسله سابق امکانش نبود جبه منصب
37:33دیوانه تن کردم تعن و لعن شماری از اهل
37:36عدالتو به جان خریدم زمانی هم قصد بیرون
37:40کشیدن خودمو از این وته کردم که دیگه کسی
37:44باقی نمونده
37:45بود عدهی کشته عدهی در
37:49حبس الباقی هم تبعیدی و
37:53آواره این پسر داره تاوان یب قی قاچی که
37:57پدرشو پس میداس پارسا آروم باش قال علی بن
38:03ابیطالب
38:04ح دنیا سجن
38:07ممن ما از عهد ازل به منزلگاه حبوط برای
38:12راحت خیال
38:14نیومدیم که حالا بخوایم از باب ناروای این
38:18روزگار شیون و فهان سر بدیم نمیتونم آسیه
38:23نمیتونم
38:27بزرگ سالهاست به گلوم جنگ
38:32انداختم نمیدونم چرا نمیترکه
38:37به هم نام
38:40مطهرت حسین بن علی اقتدا
38:44کن تا شاید نزد صاحب عرش و فرش برای عصر و
38:50زمانه ما اش ولنا این دلا باشه
38:55[موسیقی]
39:10دست سی دستی دست
39:19یین بیا
39:24بدهی گش
39:28[تشویق]
39:44سلام سلام
39:53سلام حسب الامر طی ۲۴ ساعت گذشت ششته بدون
39:58اینکه طرف بویی ببره مراقب آینده و روندش
40:01در محدوده خونه کنیسه و محل کارش بودیم خ
40:04تنها شاهد ما که ممکنه سر نخی به دستمون
40:07بده همین
40:08داوودی و از اونجا که نامه تهدید دریافت
40:11کرده وید نیست دیر یا زود به سراغش بیان
40:15داره از انجمن میاد بیرون قربان
40:36[موسیقی]
40:42چی
40:46[موسیقی]
40:47میوا را بی سر میریم دنبالشون بجان تا
40:51گمشون نکرد
40:53[موسیقی]
41:00چی شد که این نوبه سفر با شوهرت همراه
41:03نشدی از این سفرهای وقت و بیوقت حضرت
41:06والا به جنوب و شمال کشور دیگه حالم داره
41:09به هم میخوره آقا منو رها میکنه در هتل
41:13محل اقامت میره پی اشتغالات سیاسی خودش من
41:17میمونم و اتاقی در هتل و مردمی اون سوی
41:21پنجره که وضع فلاکت بارشون غم آدمو
41:24دوچندان میکنه این قصف
41:28اقل برای تو این فایده رو داره که در پشت
41:31ظاهر آراسته ایران
41:34متجدد باطنه خورد و خرابشم ببینی حالا این
41:38نقلها بمونه برای بعد حبیب کجاست برادرت
41:42مهمون داره یه جوون محجوبی همسن و سال
41:45خودش موضوعو بهش
41:56گفتین از تو چه پنهون پدرم سابقاً کارگر
42:00راه آهن بود توی سانهی الوار افتاد روی
42:02پاشو به این قسم برای همیشه زمینگیر شد
42:06متأسفم دولت جبران مافات نکرد دستگاه تنها
42:10لطفی که در حق ما کرد این بود که به برادر
42:13بزرگترم به عنوان فرزند ارشد خانواده
42:15اجازه داد که جایگزین پدرم
42:18بشه لاعلاج تحصیل رها کرد شد تنها نان آور
42:22خانواده و من این شانسو پیدا کردم که به
42:24جای اونو دم تحصیل بدم حکما الان تو مل
42:27کارش از اینکه حویش تونسته در امتحان
42:30اعزام قبول بشه شدیداً به خودش میباله نه
42:33مادرم
42:34میگفت وقتی این خبرو شنید تا آخرین دقیقه
42:38ملاقات اشک شوق از چشمش سرریز بود ملاقات
42:42متوجه نشدم ملاقات برای چی مگه در
42:44بیمارستان
42:45بستری
42:47خیر در قلا و زنجیر اجمر اداره سیاسی
42:55شهربانی سلام دا داش به به سلام ببین کی
43:00اومده معرفی میکنم خواهر ارشدم سعیده
43:04خانم ایشونم دوست جدید من آقای تقی نواده
43:08جالبه بدونی سعید خانم در قافله محصلین
43:10اعزامی علاوه بر اخوی شما آقا تقی هم هست
43:13از دیدنتون خوشبختم بفرمایین بشینین
43:17ممنون
43:19ضمناً آقا تقی مثل شما از اون کتابخونهی
43:22قهاره وقتی که داشت به داستانهای مورد
43:24علاقش که خونده اشاره میکرد من مدام یاد
43:27رمانهای مورد علاقه شما میفتادم بینوایان
43:30نتردام دوپاری مادام کاملیا بلامی و جالبه
43:35و از داستانهای
43:38ایرانی
43:42زیبا تفریحات شب سه قطر خون و از همه واقع
43:48گراتر داستانهای بزرگ
43:50علوی که اگه اشتباه نکنم یکی دو سالیه به
43:54دلیل افکار ضد حکومتی چاپ و انتشار کتاباش
43:59ممنوعه خب البته اگر مائل باشید من
44:03میتونم قبل از سفر نسخهی از آخرین
44:05داستانشو در اختیارتون بذارم
44:09خب من به پیشنهادتون فکر میکنم بدم نمیاد
44:14بفهمم تو کله این قماش از نویسندهها چی
44:18میگذره البته بهتون توصیه میکنم کمی
44:23محتاطتر باشین
44:30البته تا قبل از سفر
44:35[موسیقی]
44:48[موسیقی]
44:52اعزام منو منو برا چی آوردین اینجا آقایون
44:56خفه شد آ سنا
45:06[موسیقی]
45:12باش
45:13[موسیقی]
45:19بشش با چیکار میی ح منو کجا میبری
45:29p
45:36[موسیقی]
45:57ا
46:06[موسیقی]
46:38شما دو نفر میتونید برگردید به مقر لازم
46:41شد خبرتون بکنم
46:45[موسیقی]
46:56ا
46:57[موسیقی]
47:40[تشویق]
47:46منو برای چی آوردین اینجا آقایون
48:06شماها کی
48:07هستین از جون من چی میخواین آقای داوود
48:12یود
48:13این
48:15بله خودم
48:18هستم و شما
48:35[موسیقی]
48:45این نوازشها برای این بود که یادت باشه
48:49اینجا فقط ما سؤال میکنیم نه تو روشن
48:54شد بله هرچی شما بگین چند روز پیش برای تو
48:59نامهی ارسال شده بود
49:03درسته بله درسته و تو مسلماً اون نامه رو
49:08به دقت
49:10خوندی همین طوره اما گویا کاملاً متوجه
49:14مضمون اون
49:16نشدی چر آقا کاملاً مرتبط موضوع شدم پس
49:21چرا با اون کارآگاه شهربانی قرار ملاقات
49:24گذاشتی فکر میکنم ز تفاهمی پیش آمد کرده
49:29اون اومد سراغ
49:31من و تو چی بهش
49:34گفتی همون مطلب قبلی رو اینکه زارب و درست
49:38ندیده و نمیشناسم و دیگه اینکه اینکه من
49:43یه یهودی ساده و بیازارم و میخوام سرگرم
49:46زندگی خودم باشم جرم تو همینه
49:51داوود یک یهودی
49:53هستی خونت کثیفه
49:57در حالی که ما ایرانیا آریایی و هم نژاد
49:59آلمانها
50:01هستیم میدونی معنی این حرف چیه نه
50:06آقا شما
50:08بفرمایید معنیش اینه که دیریا زود همون
50:12بلایی را در ایران به سر شما یهودیا
50:15میاریم که هم نژاد ژرمن ما در برلین و
50:18سایر شهرهای آلمان به سر هم چیشای تو دارن
50:22میارن خاخام اسحاق و ما کشتیم همونطور که
50:27الباقی شما رم خواهیم کشت الا به اینکه
50:32هرچه زودتر از این کشور گورتونو گم کن ی
50:36حرت دستو بالا هیچکس از تکون نخوره
50:40کوچکترین حرکتی کنید من و همکارم بلادرنگ
50:42شلیک خواهیم کرد جدم بیا این
50:47طرف خب همین طور که دستتون بالاست برید
50:51عقب بجون بید سروان عسکری قربان اون نقاب
50:55رو از صورت آقایون بردار تا تا رخسار
50:57مبارکشون رعیت کنیم
51:13اطاعت یعقوب خفش ک ثفت ای مراقب رفتارت
51:18[موسیقی]
51:23باش این یکیو چی میشناسی
51:27نه قربان
51:35نمیشناسم این
51:38[موسیقی]
51:42یکی خش خودشه همون که خان اسحق کشت کثافت
51:48رضل اون داره مثل سنگ دروغ میکد بهتره
51:52صداتو بیاری پایین و خونسردیت حفظ کنی آقا
51:55تو اداره پلی همه چیز روشن میشه مواظب باش
52:10[موسیقی]
52:13سرگرد اون یکی اون یکیو
52:24بزن همونجا
52:28ییم
52:31ییم بله جناب سرگرد با شهرباری تماس بگیر
52:34بگو مامور آمبولانس بفرستن اینجا جش ولی
52:39اصل کاری در رفت جناب
52:42سرکار نگران نباش چی نباش خست اونم
52:48میگیریم
52:50وقتی گریبان